خانه  |  فروشگاه  |  مجلات  | کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات

پدیدآورندگان  | محصولات  |  کتاب ریگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونیکی

ویژه نامه | حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مجلات

کاربر: مهمان (خالی)

 

ترجمه شناسی

محمود گودرزی

 

اشاره:



ترجمه‌شناسي1: علم يا هنر ترجمه؟

ترجمه‌شناسي شاخه‌اي از علوم انساني است كه هدف آن مطالعه سازمان يافته ابعاد نظري و عملي ترجمه است. واژه جديد «ترجمه‌شناسي» كه از سال 1972 بر سر زبانها افتاد، براي نخستين بار توسط برايان هريس2 كانادايي مطرح شد. به عقيده هريس، پيدايش چنين واژه‌اي به علت نيازي بود كه به يك نام علمي براي زمينه پژوهشي تازه‌اي كه در سالهاي پس از جنگ توسعه زيادي پيدا كرده بود، احساس مي‌شد. نظريات پيرامون ترجمه در پايان قرن بيستم به طرز چشمگيري توسعه يافت. از نظر اومبرتو اكو3 علت اين پيشرفت سه چيز است: توسعه علم معناشناسي، طرح ترجمه مكانيكي ـ كه علي‌رغم نواقصش باعث شده كه بهتر ترجمه را درك كنيم ـ و نيز تعدد ترجمه‌ها به دليل گسترش بازار كتاب.
معني واژه «ترجمه‌شناسي» حتي در زير خامه خالق آن نيز متفاوت و متغير بوده است. ابتدا به معني رويكردي زباني نسبت به كار ترجمه مورد استفاده قرار گرفت. اما اين تعريف به زودي از طرف پژوهندگان ديگري با ديدگاههاي متفاوت رد شد. اين واژه امروزه به معني رويكردهايي اگر نه متناقض، دست كم متفاوت نسبت به عمل ترجمه است.
برخي از نويسندگان دوست دارند كه از ترجمه‌شناسي به عنوان يك علم نام ببرند؛ علمي كه روش كار خود را از زمينه‌هاي مطالعاتي مختلفي كه ترجمه با آنها در ارتباط است ـ مانند نقد ادبي، ادبيات تطبيقي، زبانشناسي، تاريخ و فلسفه ـ به عاريت مي‌گيرد. برخي نيز مانند آنري مشونيك به آن به ديده «فن» و «هنر» ترجمه مي‌نگرند.

پيشگامان ترجمه‌شناسي
والتر بنيامين5، رابط انسانيت

والتر بنيامين مترجم و متفكر يهودي‌‌الاصل آلماني، به واسطه عمق و تازگي انديشه‌هايش از پيشگامان ترجمه‌شناسي محسوب مي‌شود. بنيامين همه عمر خود را صرف ارتباط كرد: ارتباط ميان زبانها، فرهنگها و مكانها.
بنيامين متولد سال 1892 در برلين است. او كه عاشق پاريس و فرهنگ فرانسوي است تابلوهاي پاريسي بودلر را ترجمه مي‌كند. با رد شدن تز دكترايش درباره «درام باروك در آلمان» و محروم شدن از حرفه دانشگاهي، براي كسب معاش، ناگزير به كار ترجمه و نقد رو مي‌آورد.
در سال 1928 دست به ترجمه «در جستجوي زمان از دست رفته» مارسل پروست مي‌زند. علاقه بنيامين به پروست كه نسبت به او احساس قرابت شديدي مي‌كند، بي حد و حصر است. بنيامين علاوه بر پروست، كارهايي از بالزاك و بودلر را نيز به آلماني برگردانده است.
والتر بنيامين در سال 1940 به هنگام فرار از نازيسم، در مرز فرانسه ـ اسپانيا اقدام به خودكشي مي‌كند.

دستاوردهاي بنيامين در ترجمه

جاي بسي شگفتي دارد كه چرا بنيامين براي مترجمان و دنياي ترجمه تا اين اندازه مهم است؟ چرا كه اهم كارهاي او صرف نقد ادبي شده است. دليل اهميت او به خاطر نشان دادن رابطه ميان‌ آفريدن و ترجمه است، و آن هم به دو طريق: ابتدا در زندگي‌اش؛ كه طي آن كار ترجمه همواره بر دانش نقد او افزوده است. و در مرحلة بعد، به خاطر نوشته كوتاهي كه در چند صفحه با نام «وظيفه مترجم» چاپ كرده است. او در اين مقاله پيچيده، سعي در تشريح اين مسئله دارد كه چيز چيز باعث ترجمه‌پذيري يك متن مي‌شود. از نظر وي، دليل اينكه ترجمه مي‌كنيم، حفظ و نگهداري متن اصلي نيست. ترجمه نبايد عملكرد مقبره‌اي براي مردگان را داشته باشد. در نتيجه، ترجمه نه براي اداي احترام است و نه براي نشان دادن تاريخ، زبان يا فرهنگ يك ملت. بلكه ترجمه مكاني است كه انسانها مي‌توانند در آن، از وراي فضا و زمان با هم گفتگو كنند. براي او، ترجمه همان الزام و زندگي اثر را دارد. در اين زندگي هم خيانت وجود دارد و هم نقصان. اما خود اين زندگي، آفريدگار گفتگو و كلام است.
بنيامين از مترجمان بزرگ آلماني مانند لوتر، هولدرلين، فوس يا اشتفان گئورگه به اين دليل قدر‌داني مي‌كند كه نه تنها آلمانيها را با ديگر فرهنگها آشنا كرده‌اند، بلكه زبان‌ آلماني را نيز غني‌تر كرده و حد و مرزهاي آن را بسط داده‌اند. بنابراين زبان مقصد، فقط يك زبان وفادار نيست؛ و قادر است به هنگام تماس با بيگانه تغيير ماهيت دهد.

ژرژ موئن 6 (1910 ـ 1992)

زبانشناس و معنا‌شناس فرانسوي كه قسمت عمده آثارش درباره ترجمه است. مونن خالق دو مفهوم اساسي در ترجمه‌شناسي است:

الف) مفهوم «شيشه‌هاي شفاف و شيشه‌هاي رنگي»
شيشه‌هاي شفاف كه از اين جمله گوگول «به چنان شيشه شفافي مبدل شدن كه گويي شيشه‌اي وجود ندارد» گرفته شده است، به آن دسته از ترجمه‌ها اطلاق مي‌شود كه در آنها اثري از زبان، زمان و يا تمدن زبان اصلي باقي نمانده است. خواننده در اين گونه ترجمه‌ها كار مترجم و جابه‌جايي زباني را از وراي شيشه كاملا‌ً شفاف آن تشخيص نمي‌دهد. ترجمه‌هاي مقصد محور، قومگرا و به عبارتي «زيبارويان بي‌وفا»، ترجمه‌هايي از اين دست هستند.
اما شيشه‌هاي رنگي در نقطه مقابل شيشه‌هاي شفاف قرار دارند. يعني ترجمه‌هايي كه در آنها آثار زبان، زمان و تمدن زبان اصلي مشاهده مي‌شود. خواننده به هنگام خواندن اين قبيل ترجمه‌ها همواره به ياد دارد كه در حال خواندن يك ترجمه است. واژه‌هاي منسوخ و گرته و عاريه در اين نوع ترجمه به وفور يافت مي‌شود.

ب) مفهوم «اعتراض پيش از داوري»
ژرژ مونن در كتاب «مشكلات نظري ترجمه»7 با توجه به نظريه‌هاي جديد زبانشناسي مسئله امكان ترجمه را مطرح مي‌كند. ژان ـ رنه لادميرال8 عبارت «اعتراض پيش از داوري» را از اين كتاب مونن اقتباس و مطرح كرده است. اين اصطلاح عاريتي از واژگان حقوقي، در ترجمه به اين معني است كه مترجم پيش از اقدام به ترجمه يك اثر و يا نظريه‌پردازي درباره آن، درباره امكان ترجمه به قضاوت مي‌نشيند و به عدم احتمال ترجمه رأي مي‌دهد. بحث عدم امكان ترجمه موضوع تازه‌اي نيست و از سنت آگوستن، دانته، دوبله و ولتر گرفته تا ناباكف و جكبسون، همگي به آن پرداخته‌اند. اما مونن در مقاله‌اي تاريخي با عنوان «زيبارويان بي‌وفا»9 رويه‌اي ستايش‌آميز نسبت به امكان ترجمه پيش مي‌گيرد. او همه برهانها و دلايلي را كه در گذشته عليه ترجمه وجود داشته است دوباره مطرح و رد مي‌كند و همه را در اين جمله خلاصه مي‌كند كه: «ترجمه با اصل برابر نيست». سپس با جستجويي دقيق و موشكافانه در نظريه‌هاي جديد زبانشناسي به اين نتيجه مي‌رسد:
«به جاي آنكه مانند مترجمان قديمي بگوييم كه ترجمه هميشه ممكن يا هميشه ناممكن، هميشه كامل يا هميشه ناقص است، امروزه زبانشناسي جديد ترجمه را به صورت عملياتي تعريف مي‌‌كند كه توفيق آن نسبي، و سطوح ارتباطي به دست آمده آن متغير است.»

ژرژ استنر10

او در سال 1929 در يك خانواده يهودي اتريشي كه به پاريس مهاجرت كرده بود، به دنيا آمد. استنر استاد ادبيات تطبيقي، روزنامه‌نگار، مورخ عقايد، فيلسوف و رمان‌نويس است، و به سه زبان فرانسه، آلماني و انگليسي تسلط دارد. او در كتاب «پس از بابيل» رابطه ميان زبان، نظريه‌هاي زبان و ترجمه را بررسي مي‌كند. عنوان اصلي كتاب به خوبي بيانگر موضوع مورد بحث آن است: «پس از بابل، هنر گفتار و ترجمه». بخش نخست كتاب با عنوان «فهميدن، ترجمه است» به اين نكته اشاره دارد كه خواندن هر متني، نوعي تفسير و ترجمه است. هر گونه ارتباط الگويي است براي ترجمه، براي انتقال معنا.
استنر در بخش چهارم كتاب با عنوان «توقعات نظريه»، بر نظريه‌هاي ترجمه در طول تاريخ متمركز مي‌شود و آنها را به چهار دسته تقسيم مي‌كند:

1. دوره سيسرون (قرن اول پيش از ميلاد) تا هولدرلين (آغاز قرن نوزدهم): در اين دوره تجزيه و تحليل‌ها درباره ترجمه و نتايج به دست آمده، عيني است.

2. نظريه و پژوهشهاي هرمونوتيك: نظريه‌هاي ذهني و زباني بر نظريات ترجمه پيشي مي‌گيرند (روش هرمونوتيك يعني تجزيه و تحليل درك يك گفتار. مباحث ترجمه در اينجا بيشتر رنگ فلسفي به خود مي‌گيرد).

3. جريان امروزي (كه پس از كتاب «همت‌طلبي از سنت ژروم»13 نوشته والري لاربو آغاز گرديد).

4. از آغاز دهه شصت تا كنون: كشف بنيامين و همچنين نفوذ هايدگر و گادامر باعث ايجاد نوعي متافيزيك ترجمه شده است.


پي‌نوشت‌ها:

1. Traductologie.
2. Brian Harris.
3. Umberto Eco.
4. Henri Meschonnic.
5. Walter Benjamin.
6.George Mounin.
7. Les Problémes Theoriques de La traduction.
8. Jean – Renél Ladmiral.
9.Belles Infidél.
10. George Steiner.
11. Aprés Babel.
12. اشاره به داستان ساختن برج بابل دارد: مردمي كه به يك زبان سخن مي‌گفتند تصميم گرفتند براي رسيدن به دروازه‌هاي آسمان برجي بسازند. اما خداوند براي اينكه آنها را تنبيه كند، زبانهاي مختلف را آفريد تا بين آنها تفرقه افكند و مانع رسيدن آنها به اهدافشان شود.
13. Sous I'invocation de Saint Jérôme.

 

» نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 15681606